محمد حسن خان اعتماد السلطنه
822
چهل سال تاريخ ايران ( فارسى )
از دروازه داخل شده صبحها و عصرها در اينجا گردش كنند . عصرها كه همه زنها و بچهها و غيره به گردش مىآيند و سگها و تولههاى گردشكنندگان توى چمنها مىدوند و بازى مىكنند خالى از تماشا نيست . ( ص 203 ) ناصر الدين شاه در چندجا « پارك » را به « باغ عامهء ملى » ( صفحههاى 51 ، 91 ) و يك بار هم به صورت « پرك » ( صفحهء 227 ) عنوان كرده است . اصطلاحاتى كه او برابر لغات فرنگى به كار برده است يكى از فوايد اين سفرنامه است زيرا ما را تا حدى بر سابقهء ورود مفاهيم فرنگى آگاه مىسازد . « مشورتخانهء ملت » ( صفحهء 156 ) را اصطلاحى معادل آسامبله ناسيونال Assemblee Nationale قرار داده است . موزائيك را به صورت موزائيق ضبط كرده و آن را قرين « مزوق » و « خاتم » دانسته است ( صفحهء 105 ، 144 ) . در اغلب موارد بجاى ماشين كلمهء چرخ را استعمال كرده است . بجاى كشور نمسه ( اطريش ) نمسستان را آورده ( صفحهء 231 ) . حاكم قلمى و نظامى ( صفحات 77 ، 90 ، 91 ، 127 ، 234 ) را بجاى حاكم كشورى و لشكرى مصطلح ساخته و آكت acte را چنان كه امروز هم مصطلح است به « پرده » ترجمانى كرده است ( صفحهء 116 ) . « تهنيت موزون » ( صفحهء 53 ) از مصطلحات خاص اوست براى سرود تهنيت . در صفحهء 91 از درخت « ياس شيروانى » ياد مىكند كه چنان گلى اكنون براى ما شناخته نيست . از قيمت اجناس در پاريس به گرانى ميوه اشارهاى دارد . چون در نوشتهاش نكتههايى هم راجع به طعم ميوهها مندرج است كه ناشى از مقايسه با طعم ميوههاى ايران است نقل عين آن مناسبت دارد : ميوهجات اين فصل در پاريس از اين قرار است : آلوبالو ، گيلاس ، اما هردو يك طعم دارند ، نه ترش است نه شيرين ، معلوم نيست چه طعمى دارد . زردآلوى خوبى دارد . انگور هم دارد اما بىمزه است . طالبى هست اما تعريفى ندارد . انجير سياه دراز ، بادام تازهء خوب ، خيار اما خيار خوبى ندارد ، پرتقال هست اما كممزه و كمآب است ، ليموى ترش ، بادنجان هم ديده شد اما خوشطعم نيست . بعضى ميوهجات ديگر هم از قبيل چيلك و غيره هست . اما همهء اين ميوهها بسيار گران است . اغلب هم در گرمخانه عمل مىآيد . مثلا يك طالبى را دو تومان مىفروشند و همچنين ساير ميوهجات . ( ص 143 ) در دورهء اقامت وين به شرح ميوههايى كه آنجا ديده بود پرداخته و نوشته است : ميوهجاتى كه در اين فصل در وين ديده شد : هلو دارد اما خوب نيست ، انهناس بسيار خوب داشت كه در گرمخانه عمل مىآوردند . خيار دارد اما مثل همه خيارهاى فرنگستان پوستش برآمدگيها دارد و مثل خيار ايران نيست . مزهاى ندارد . گرمك يعنى طالبى اما وراى نوع طالبى ايران است و اغلب در سر شام و ناهار صرف مىكنند ( مقصودش آن است كه